خرید بک لینک

« در آغاز هیچ نبود؛ کلمه بود و آن کلمه خدا بود»

و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود.

و با نبودن چگونه توانستن بود؟

و خدا بود و با او عدم بود

و عدم گوش نداشت

حرف هایی است برای گفتن، که اگر گوشی نبود، نمی گوییم

و حرف هایی است برای نگفتن،

حرف های بی قرار و طاقت فرسا

که همچون زبانه های بی تاب آتشند

کلماتش؛ هر یک انفجاری را در دل به بند کشیده اند.

و خدا برای نگفتن حرف های بسیار داشت.

درونش از آن ها سرشار بود.

و عدم چگونه می توانست مخاطب او باشد؟

و خدا بود و عدم.

جز خدا هیچ نبود

در نبودن، نتوانستن بود.

با نبودن، نتوان بودن

و خدا تنها بود.

هرکسی گمشده ای دارد

خدا گمشده ای داشت.

برچسبها: درآغازهیچ نبود , کلمه ای بودوآن کلمه خدابود , خدابودو عدم بود , هرکسی گمشده ای دارد , خداگمشده ای داشت

برچسب: نویسنده: الینا کاظمی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 4:26

صفحه بندی