خرید بک لینک
دلم گرفته ای دوست، هوای گریه با منگر از قفس گریزم کجا روم، کجا من؟کجا روم که راهی به گلشنی ندانمکه دیده برگشودم به کنج تنگنا مننه بستهام به کس دل، نه بسته کس به من دلچو تختهپاره بر موج، رها، رها، رها منز من هر آنکه او دور ، چو دل به سینه نزدیکبه من هر آن که نزدیک، ازو جدا، جدا من!نه چشم دل به سویی، نه باده در سبوییکه تر کنم گلویی به یاد آشنا منز بودنم چه افزود؟ نبودنم چه کاهد؟که گویدم به پاسخ که زندهام چرا من؟ستارهها نهفتم در آسمان ابریدلم گرفته ای دوست ، هوای گریه با من برچسبها: دلم گرفته ای دوست , هوای گریه بامن , سیمین بهبهانیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا کاظمی تاريخ: پنجشنبه 14 دی 1396 ساعت: 17:53

من دلم روشن است

روزی تو از راه میرسی

کوچه عطر تورا می گیرد

دیوار گل می دهد

پنجره عاشق می شود

وخانه ام خوشبخت

آن روز

برای تمام خستگی هایم

یک صندلی روبروی تو کافیست

برچسبها: دلم روشن است , ازراه می رسی , عطرتو , پنجره عاشق , روبروی تو

برچسب: نویسنده: الینا کاظمی تاريخ: پنجشنبه 14 دی 1396 ساعت: 17:53

روزی گفتی شبی کنم دلشادت

وز بند غمان خود کنم آزادت

دیدی که از آن روز چه شبها بگذشت

وز گفتهٔ خود هیچ نیامد یادت؟

برچسب: روزی,گفتی, نویسنده: الینا کاظمی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 6:57

لمس خیال تولمس هوای سادگی ست لمس نرمه برف حس نوازش گلبرگ آن لحظه که درتمام وجودم رخنه کردی چه سبک به پرواز درآمدم همانند پری بی پروا خودرا به نسیم گرم کلماتت سپردم غرق درآوای سنگینت هرچند کوچ کوتاه لحظه ها تو را به خاطر نمی آورد اما تو و لمس خیال تو مرا زنده نگه داشته برچسبها: لمس خیال , لمس نرمه برف , غرق درآوای سنگینتادامه مطلب

برچسب: خیال, نویسنده: الینا کاظمی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 6:57

نمیدانم نهان از من

چه نیکی کرده ای با دل

که چون غافل شوم از او

دوان سوی تو می آید

برچسب: نیکی,کرده, نویسنده: الینا کاظمی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 6:57

« در آغاز هیچ نبود؛ کلمه بود و آن کلمه خدا بود» و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود. و با نبودن چگونه توانستن بود؟ و خدا بود و با او عدم بود و عدم گوش نداشت حرف هایی است برای گفتن، که اگر گوشی نبود، نمی گوییم و حرف هایی است برای نگفتن، حرف های بی قرار و طاقت فرسا که همچون زبانه های بی تاب آتشندادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا کاظمی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 4:26

دلم برای سکون و سکوت دلم برای بودن های بی دلیل، ماندن های بی حساب رفتن های ناگزیر تنگ میشود ... دلم گاهی برای خودم ، گاهی برای تو تنگ میشود ... دلم برای آن مرغک آزاد شده از قفس هم تنگ میشود ، اما ؛ امــشب دلــم فــقط بــرای تــو تــنگ مــیشود... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا کاظمی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 4:26

من اميدم را در یأس يافتم مهتابم را در شب عشقم را در سال بد يافتم و هنگامي كه داشتم خاكستر مي شدم گر گرفتم زندگي با من كينه داشت ،من به زندگي لبخند زدم خاك با من دشمن بود من بر خاك خفتم چرا كه زندگي سياهي نيست چرا كه خاك خوب است . برچسبها: من اميدم را در یأس يافتم , عشقم را در سال بد يافتم , و هنگامادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا کاظمی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 4:26

بهـــار به بهار ...در معــبر ارديبهشت ، ســراغت را از بنفشه هاي وحــشي گرفتم و ميان شکوفه هاي نارنج در جستـــجويت بودم ! در " پائيـــز " يافتمت ... تنــــها شکوفه ي جهــان که در پـــائيز روييدي ! برچسبها: بهاربه بهار , درمعبراردیبهشت , سراغت راازبنفشه های وحشی گرفتم , درپاییزیافتمت , تنهاشکوفه جهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا کاظمی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 4:26

هرگاه خواستی به دیدنم بیایی جا پای باران بگذار و برایم دلی بیاور به وسعت تمام یاس های سپید، به جویبارها که رسیدی دو قدم مانده به شبدرها تمام پروانه های سفیدرا دنبال کن و به فصل جوانی من زیرسقف همین دنیا پیش از آ نکه سردترین لحظه ها بر با دش دهند، میهمان شو... برچسبها: هرگاه خواستی به دیدنم بیاییادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا کاظمی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 4:26

مرا که میشناسی! خودمم...کسی شبیه هیچ کس...!!کمی که لابه لای نوشته هایم بگردی پیدایم میکنیمهربان ...صبور...کمی هم بهانه گیر...اگر نوشته هایم را بیابی منم همان حوالی ام... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا کاظمی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 4:26

از بودای نگاه تو تا سو ختن زرتشت وار من فاصله ای نبود جز چشم بر هم زدنی و اکنون پروانه وار من آن دیوانه که می چرخم به گردت که گرد چون تو شمعی چرخیدن همگان را مشتاق می نماید برای پروانه شدن برای سوختن که تو خود عشقی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا کاظمی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 4:26

پشت سر هر معشوق ، خدا ايستاده استپشت سر هر آنچه كه دوستش مي داري و تو براي اين كه معشوقت را از دست ندهيبهتر است بالاتر را نگاه نكني زيرا ممكن است چشمت به خدا بيفتدو او آنقدر بزرگ است كه هر چيز پيش او كوچك جلوه مي كند ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا کاظمی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 4:26

هر لحظه به شکلی بت عیار بر آمددل برد و نهان شدهر دم به لباس دگر آن یار بر آمدگه پیر و جوان شد گه نوح شد و کرد جهانی به دعا غرقخود رفت به کشتی گه گشت خلیل و به دل نار بر آمدآتش گل از آن شد یوسف شد و از مصر فرستاد قمیصیروشنگر عالم از دیده عیوب چو انوار بر آمدتا دیده عیان شد حقا که هم او بود کاندر ید بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا کاظمی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 4:26

سلام این همه مدت اینجا سرنزده بودم یکهو یاد وبلاگم افتادم

واقعادوستش داشتم هنوزهم دلرم

اون موقع که وبلاگ رو مدیریت میکردم هنوز مادرنشده بودم

حالا دو فرشته. دوتا پسر ناز دارم برای همین فرصت کافی نداشتم برای اداره اینجا

ولی حالا دوست دارم به یاد اون وقتا دوباره ازسربگیرم همه چیز رو

برچسبها: تجدیددیدار , دوباره برگشتم , هنوزمادرنشده بودم , صاحب دوتا فرشته , دوتا پسرناز

برچسب: نویسنده: الینا کاظمی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 4:26

صفحه بندی